تبليغاتX
تاج السلطنه
دل نوشته هاي يک ادم عادي

یه جور حس دوگانه .هم شادی هم غم پس به خودم تبریک میگم .دچار اسکیزوفرنیا از نوع حاد شدم.شیدایی - افسردگی
نوشته شده توسط لولی در ساعت 8 AM | لینک  | 

وزیر بی لیاقت استعفا استعفا

ایران شده فلسطین مردم چرا نشستین؟

شده حکایت این روزاییکه به سختی نفس میکشم و چاره ای ندارم که سنگینی روی قفسه سینه ام رو تحمل کنم.

نوشته شده توسط لولی در ساعت 5 PM | لینک  | 

مواد مخدرـاسلحه-سکس

نوشته شده توسط لولی در ساعت 12 PM | لینک  | 

  • برا یه بارم شده برم زور خونه.
  • تو خیابون دوستمو بلند صدا کنم و حتی به خاطرش سوت بزنم.
  • گواهینامه موتور بگیرم و یه موتور واسه خودم جور کنم.
  • تو خیابون اسکیت سواری کنم.
  • یه بستنی بگیرم دستم و از خونه تا دانشگاه پیاده بیام.
نوشته شده توسط لولی در ساعت 9 AM | لینک  | 

اگرگواهینامه رانندگی داشته باشی و تو رانندگی کردن مسلط باشی و از همه مهمتر ماشین داشته باشی ولی خیابونا رو نشناسی حکم شلواری رو داری که زیپ نداره اخرش رسوا میشی(نتیجه گیری اخلاقی:یه مدت باید تو تاکسی سرویس بانوان کار کنم)
نوشته شده توسط لولی در ساعت 9 AM | لینک  | 

می خوام ندید پدید بازی درارم حرفی هست؟اقا من کفم از دست این اتوبوس اسکانیا های زرد و خوشگل و مامانی با کولر و دیلماج توشو خلوتیش وسرعتش وسط خط مخصوص خیابان ازادی برید.دیگه  از اون همه فشار و ترافیک و ... رها شدم.خوشحالم

نوشته شده توسط لولی در ساعت 11 AM | لینک  | 

نداشتن حوصله و هزار جور کار عقب افتاده و بازهم کلافه بودن باعث میشه گاهی با اینکه مطالبی برای نوشتن تو وبلاگ داری به نت سر نزنی و مثل حالای من همشو یه جا بنویسی.

  • ماه رمضان ماه یه لنگ در هوا ماندن ادمایی که تو ۱۲ ماه سال فقط ۱ ماهشو به بندگی خدا افتخار می کنن.
  • امروز ۲ مهر و اغاز سال سوم دانشجو بودن منه.خیلی زود گذشت و من احساس میکنم میتونستم چیزهای بیشتری یاد بگیرم که نگرفتم.دانشکده خیلی سوت و کوره احساس بدی دارم یه جور ناجور از همه بدم میاد.اولش وقتی میخواستم از سردر رد بشم هوای گریه داشتم ولی الان هیچ احساسی ندارم.
  • برای کار ناثواب/ناصواب چتینگ با افراد ناشناس عقوبت هک شدن را تحمل کرده و می کنیم.برای شادی روح عاقله ی مغفوره ی معصومه ی کریمه ی جمیله بنده حقیر سرو پا تقصیر و اطلاعات ان مرحومه جمیعا فاتحه مع الصلوات...
  • اگه فقط یه راه کار برای نجات جامعه فلاکت زدمون باشه این که همه هر چیه که هستند کارشونو درست انجام بدن.به حرفم گوش کنید و عبرت بگیرید.
  • دیروز نه پریروز ۳۱ شهریور جشن شکوفه ها بود .کلی زور زدم یاد جشن شکوفه های خودم بیفتم که نشد از مادر عزیز استعلام کردم و کاشف به عمل امد یادشون رفته بود اصلا جشنی برگذار میشه که منم ببرن.الان شدیدا عقده ی جشن شکوفه ها دارم.
  • دیگه چیزی برا نوشتن ندارم نه ندارم.
نوشته شده توسط لولی در ساعت 10 AM | لینک  |