86/05/18
سلام سال های طولانی است که زنده ایم اما زندگی نمی کنیم بیشتر همدیگر را تحمل می کنیم اما زندگی نه! باز هم برایتان نامه خواهم نوشت. خداحافظ
86/05/18
چشمانم را میبندم و دوباره باز می کنم این بار نه از سر عادت و تکرار.دنیا زیباست اما نه بدان اندازه که انسان امروز را از فکر خانه زمین کار پول ... و هر انچه لذات زود گذر باشد به در اورد.
86/05/14
هر چقدر سعي مي كنم عادلانه قسمت كنم خود را ميان
گذشته حال و اينده
نميتوانم راستي من كجا هستم؟
86/05/11
فکر می کنم فلسفه به وجود امدن وبلاگ نوشتن مطالبی است که به نظر نگارنده مهم و قابل توجه است ولی به نسبت وبلاگ ها حکم دفتر خاطرات را پیدا کردند شاید زیاد هم دور از انتظار نباشد و از خصوصیات وبلاگ نویسی به شمار بیاید و شاید به علل دیگری باشد ؟!؟ به هر حال خوب یا بد من این نوع نوشتن را دوست ندارم و سعی میکنم خاطره نویسی نکنم ولی چه میشود کرد که هوای گرم و روز های بلند و تکراری تابستان خوب نوشتن و وبلاگی نوشتن را از من دریغ کرده چه میشود کرد؟ به امید وبلاگ قشنگ و پر محتوا...
86/05/08
من عادت نبشتن نداشته ام هرگز٬ سخن را چون نمي نويسم در من مي ماند و هر لحظه مرا روي دگر مي دهد.
نوشته شده توسط لولی در ساعت 6 AM | لینک
